تبليغاتX
عشق برتر superior love
عشق برتر superior love
در این وبلاگ با ღ♥ღ عشق برتر ღ♥ღ آشنا می شوید . عشق به خدا برترین عشق . آرامش حقیقی آنجاست
* فقط کافیست با دل خود بخوانیدش ** فقط یک بار امتحان کن تا به آرامش حقیقی برسی ** همه ما در سراسر زندگی به دنبال عشق برتریم ** عشق به خدا برترین عشق است ** فقط باید انتخاب کنی ** تو می تونی هم عاشق بهترین و برترین بشی ** باور کن که می تونی به بزرگترین و برترین قدرت هستی وصل بشی ** فقط باید اراده کنی ** اون وقته که همه چیز همونطوری میشه که میخوای *
انسان عهد شکن
به نام مهربان ترین بخشنده


سلام ...
این منم

همان که با تو عهد بست ...
... و شکست .

توبه کرد ... ولی باز شکست .

اما تو ... با بزرگواری مرا فراخواندی به سوی خودت .

پس دوباره سوگند خوردم و بازگشتم ، ولی ....         نتوانستم و شکستم .


و باز هم ....
            و باز هم ....
                        و باز هم ....


این چه رسمی است ؟
چرا نمیتوانم ثابت قدم باشم ؟     می دانم ، یعنی شاید میدانم ، شاید به این دلیل که انسانم ، عهد شکنی و خطا کردن و بیراهه رفتن ، شاید  از خصوصیات این انسان خاکی است و اگر چنین نبود با معصومین چه تفاوت میکرد ؟

ولی صدایی فریاد میزنه که این فقط بهانه است ، بهانه ای برای عهدشکنی .

ولی ای یگانه خدای عالم ، مگر نه اینکه جهان سراسر فراز و نشیب است ، مگر تو پستی و بلندی را نیافریدی ؟
مگر مرا از خاک پست خلق نکردی ؟
مگر برای پاک سازی و پاک بازی من ، نفست را ، روحت را در من ندمیدی ؟
و مگر نه اینکه این هم جمع پستی و بلندی است ؟
 
خدایا ، مگر خودت به ابلیس اجازه ندادی که انسان را به هر روشی آلوده به پلیدی ها کند؟
و مگر این انسان رانده شده از بهشت ، از همان اول خلقت ، ( بعد از نافرمانی ابلیس از سجده کردن در پیشگاه قطعه ای از روحت ) ، همواره در جدال و ستیز با ابلیس نبود ؟

وکیست که همواره در اوج بماند ؟ و همواره در حال صعود و بالا رفتن باشد ؟
پس طبیعی است که گاهی سقوط کند و به زمین بخورد و گاهی ...
اما آیا به کیفر این خطا باید باقی عمر را بر روی خاک زمین گیر شود و در ظلمت و گمراهی رها شود ؟.

آیا این است عدل تو ؟

خدایا پس سعی و تلاش کجا نمود می یابد ؟ پس بخشش و دستگیری کجا و در چه معنا می یابد ؟

خدایا تو خود دستم بگیر و مرا بلند کن .تا باز هم چند قدمی به سویت آیم و شاید .... قدمی هم به عقب برگردم یا پایم بلغزد و باز بیفتم ....
ولی مطمئنم که تو باز دستم را خواهی گرفت و بلندم خواهی کرد .

و چند قدم به جلو و شاید ( حتما) قدمی هم به عقب و ....

ولی الان می خوام یک عهد جدید با تو ببندم  و به تمام هستی ام و تمام زندگی ام سوگند می خورم که هرگز آن را نشکنم .

و آن عهد این است :

****   که هیچ گاه از لطف و کرم و رحمت و بخششت نا امید نخواهم شد   ****

 


که نا امیدی از تو یعنی انکار تو و براستی گناهی بزرگ و نا بخشودنی است و کفر است


یادت باشه :

>>>.... فقط کافیه با خدا باشی تا تمام دنیا با تو باشه ...<<<

|+| نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 9:14 |